-
22
سهشنبه 20 فروردین 1398 13:28
سلام بیشتر از 6 ماهه که ننوشتم دوست دارم بتونم مثل قبل حداقل هفته ای یک بار بیام و بنویسم گاهی می رم وبلاگ قبلم رو می خونم و می گم چقدر خوب جزئیات اون روزها رو می نوشتم ولی چرا الان نمی شه رو نمی دونم شاید دلیلش این باشه که ی بار آدرس این وبلاگ و قبلی رو به خواهر همسرم دادم بعید می دونم اینجا رو دنبال کنن اما خوب...
-
21
سهشنبه 27 شهریور 1397 09:10
سلام خوبید؟ خوب الحمدالله ما هم بد نیستیم راستش خیلی دوس دارم مثل وبلاگ قبلم بنویسم اما هی نمی شه تا اینکه یادداشت کیت عزیز(http://h-loser.blogsky.com/1397/06/27/post-76) مجبورم کرد من هم بیام بنویسم خوب من خیلی کلی نوشتم که به مراحل آخر رسیده بودیم کارخونه شوهرجان تعطیل شده بود و ی مدت پیش برادرم بودند و خیلی فشار...
-
20
سهشنبه 17 بهمن 1396 09:44
خدایا راضیم به رضای خودت حکمتت شکر خودت آرومم کن هر چی خیره همون پیش بیار و ....
-
19
پنجشنبه 14 دی 1396 08:15
سلام خوبید خوب فعلا حل شد من ی چند وقتی هست که خیلی آروم نیستم اونم به دلایل مختلف ک یکی از مواردش بیکاری همسرم بود اما خیلی دلایل دیگه ای داشت مثل اینکه اصلا به فکر آینده نبودن یا آسمون ریستن بافتن به هم یا ..... با ی عالمه چیزای دیگه دست به دست هم دادن که روزهای خوبی رو نگذروندیم ی فشار خیلی زیاد هم روی من بود و هم...
-
18
دوشنبه 11 دی 1396 21:41
وکیل شوهرم بهم زنگ زد میگه شوهرت می خواد جدا شه منم گفتم حرفی ندارم گاهی می ترسم از سه تا بچه که باید تنها بزرگ کنم اما چاره ای ندارم از این زندگی فرسایشی بهتره تمام امیدم به خدا بعد هم استقامت خودمه خدایا تنهام نذار
-
17
دوشنبه 11 دی 1396 19:50
سلام امشب اولین شبیه ک از محسن جدا می خوابم دلم داره هزار تیکه می شه یعنی من صبح می بینم، یعنی زنده می مونم خدایا صدای من می شنوی خدایا چ امتحانی می خوایی ازم بگیری ببین توانش دارم بعد این امتحان بگیر همه طور می تونم زنده گی کنم بدون بچه ها نمی تونم
-
16
دوشنبه 4 دی 1396 09:45
وقتی اهدافتان را مینویسید اتفاقی بسیار باورنکردنی بین مغز و دستتان رخ میدهد. وقتی قلم و کاغذ برمیدارید و اهدافتان را مینویسید به گونهای همزمان قانون آرزو، جاذبه، هماهنگی و تطابق را فعال میکنید. این مطلب چند روز پیش خوندم و تا جایی که یامه اهدافم رو هم نوشم اما چرا نیومده دوباره می نویسم 1. ی زندگی آروم و بی...
-
۱۵
شنبه 11 آذر 1396 20:21
می دونم با کمک خدا بهترین اتفاق ممکن برام می افته خدایا مثل همیشه هوام داشته باش
-
14
یکشنبه 5 آذر 1396 14:47
سلام خوبید؟ امروز قراره ی سری اتفاقای مهم بیفته دعا کنید که خیر باشه خیلی نگرانم چون برای اولین بار چشم تو چشم یکی می خوام همه حرفام بزنم خدایا کمک کن
-
13
جمعه 31 شهریور 1396 08:33
نمی دونم چرا حال دلم خوب نمیشه دوس دارم فقط بخوابم،اینقدر زیاد ک این روزها تموم شه شاید کسی از بیرون ببینه فکر نکنه چیز مهمی شده اما این روزها داره برام خیلی سخت می گذره
-
12
سهشنبه 14 شهریور 1396 21:15
سلام دلم خیلی گرفته می, دونید به نظرم توی زندگی نباید کل وقت و, انرژیت روی, ی چیز, متمرکز کرد ک اگر اون ی مورد خوب پیش نرفت احساس, شکست نکنی ضمن اینکه ب نظرم سخت ترین کار دنیا مادریه ب خصوص اگر, ی همراه نداشته باشی بعضی وقتا, دلت می خواد هیچ کار نکنی و ففط بخوابی اما نمی تونی, باید برای بچه ات هم ک شده بلند شی و ب...
-
11
یکشنبه 5 شهریور 1396 13:26
سلام خوبید؟ خیلی دیر دیر می نویسم هر چند دوس دارم هر روز بنویسم یکی از دلایلی که دیر دیر می نویسم اینه که متوجه شدم یکی از همکارام چند تا از وبلاگ هایی که براشون پیام می ذاشتم می خونه خیلی وقته که حدس می زنم ممکنه اینجا رو بخونه (مرضیه جون هر کی دوس داری اگر اینجا رو می خونی بهم بگو هههههههههه) خوب از وقتی گفتم که...
-
10
سهشنبه 13 تیر 1396 12:29
سلام خوبید؟ الحمدالله ما هم خوبیم. شرایط برام یکم سخت شده . مجبورم هر روز صبح زود از خواب بیدارم شم هر چند شب ها سعی می کنم همه کارهام بکنم که صبح کاری نمونه و خیلی انرژی ازم گرفته می شه اما باز هم ی سری کارها قبل از رفتن باید انجام بدم محسن جان هم صبح زود بیدار می شه و مجبورم که سیرش کنم و اگر خودش کثیف کرده باشه...
-
9
دوشنبه 22 خرداد 1396 13:13
سلام خوبید ؟ ما هم الحمدالله خوبیم . خوب من هر روز صبح می آم محل کارم و بچه ها پیش بابا جانشون می مونن از ی طرف خوبه که من خونه نیستم چون اگر من و شوهرجان بیشتر از 24 ساعت خونه باشیم بحثمون می شه ولی از ی طرف هم خوب نیست مرد آدم خونه باشه و خانوم صبح به صبح بره بیرون گفته بودم قبلا که ی برادر دارم 24-5 ساله که خدا...
-
8
چهارشنبه 3 خرداد 1396 10:39
سلام خوبید الحمدالله انتخابات هم تموم شد و کشوربه روند عادی برگشت من قبل خیلی خودم درگیر می کردم و پیگیری می کردم اخبار رو اما الان به زور اخبار 20:30 می بینم ههههه اما برام مهمه که توی انتخابات شرکت کنم ،و جمعه هم اول وقت رفتم می خواستم تنها برم و زود برگردم که اول زهرا بانو بیدار شد و بعدش هم داداش جونش بیدار کرد و...
-
30/02/96
شنبه 30 اردیبهشت 1396 09:01
ب چند دلیل گفته بودم به آقای روحانی رأی نخواهم داد و ندادم اما ب یک دلیل روشن او را رئیس جمهور خواهم دانست و می دانم تبعیت از رأی مردم و حفظ حرمت قانون جمهوری اسلامی
-
انتخابات
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 17:14
هوالشاهد پرسشی که این روزها از پاسخ آن طفره رفته ام ضمن احترام به طرفداران آقای روحانی وتقدیر از خدمات مثبت ایشان چرا آقای دکتر روحانی را شایسته ریاست جمهوری ایران نمی دانم و به ایشان رأی نمی دهم نه فقط به دلیل کارنامه ضعیف در حل معضل مهم اشتغال وبیکاری جوانان ونه فقط به دلیل کوتاهی وانفعال در مسئله قربانیان منا ونه...
-
7
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 11:49
سلام خوبید ما هم خوبیم الحمدالله الان حدود 2-3 هفته دارم می رم محل کارم بچه ها رو هم می ذارم خونه یا خونه مادرشوهرم خیلی سخته اما می خوام ادامه بدم روزهای اول وقتی که شوهرجان خونه بودن می ذاشتم پهلوشون وسط روز زنگ می زدن که نمی تونم بچه ها رو نگه دارم و بگو یکی ببردشون اما الان زنگ می زنن که چی توی شیشه بچه بریزم و چی...
-
این روزها
سهشنبه 24 اسفند 1395 08:55
سلام خوبید؟ دیشب از اون شبا بود نمی دونم چرا اما محسن جانمان همی جور جیغ می زد البته حدس می زنم چون دیروز برای اولین بار با پای مرغ براش سوپ درست کرده بودم شاید دل درد داشت کارخونه شوهر جانشون هم تعطیل شده از دیروز تا ۱۵ فروردین یعنی حدود ۳ هفته خدا کنه توی تعطیلات مشکلی پیش نیاد آخه اگر ما بیشتر از ۲۴ ساعت خونه باشیم...
-
آخر سال
یکشنبه 15 اسفند 1395 09:01
سلام خوبید؟ امروز قراره برای کار خونمون یکی بیاد کمکم کنه دو تا اتاق ها رو با صالح جاب جا کردم و کتابخونه و کمدها رو هم مرتب کردم اما هر چی فکر کردم دیدم تنهایی از پس آشپزخونه بر نمی آم ضمن اینکه برای تولد پسرجان زحمت کشیدم کل آشپزخونه رو موکت کردم و الان تنهایی نمی تونم درش بیارم و تا الان ک ساعت ۹ هست نیروی کمکی...
-
تصمیم گیری
شنبه 30 بهمن 1395 08:56
سلام خوبید؟؟ بعد از دنیا اومدن پسر جانمان شرایطم خیلی عوض شده نمی دونم قبلا گفتم یا نه ک ی مدت ب صورت پاره وقت با محل کارم همکاری می کردم یعنی تصمیم داشتم تا سه سالگی دخترم پیشش بمونم و بنا به دلایلی از حدود آذر ۹۴ قرار شد این پاره وقت همکاری کردن یکم جدی تر باشه که شد. بعد امضای قرارداد اواخر بهمن ماه فهمیدم ک...
-
بعد از مدتها
سهشنبه 26 بهمن 1395 18:04
سلام خوبید؟ خیلی وقته ننوشتم و نوشتن بعد این همه مدت خیلی سخته اما می خوام دوباره نوشتن شروع کنم نوشتن حس خیلی خوبی بهم می ده و جدای از اون مرورشون بعد مدتها هم خوبی های خاص خودش داره و وقتی می خونی برات جالبه طرز فکر اون موقع هاب خودت توی این یک سال و اندی ک ننوشتم اتفاقهای زیادی افتاد و بالا و پایین زیاد داشتم ک می...
-
نصف شب نوشت
جمعه 24 مهر 1394 03:19
سلام خوبید ما هم خوبیم الحمدالله از اونجایی که نمی دونم چرا نمی تونم صبح ها زود بیدار شم و نماز صبحم قضا می شه امشب که مهمونی بودیم و تا رسیدم خونه و خواستم بخوابم دیدم محاله بتونم برای صبح بیدار شم اینه که تصمیم گرفتم ی جوری خودم مشغول کنم تا بتونم لااقل عذاب وجدان دیر بیدار شدن از خواب نداشته باشم که بهترین چیز...
-
سومین خونه
یکشنبه 5 مهر 1394 18:38
سلام خوبید الحمدالله ما هم خوبیم بیشتر از یک ماهه که ننوشتم در صورتی که خیلی دوس داشتم بیام حتی یکی دو بار هم توی بلاگفا چند تا عکس گذاشته بودم که دوباره بلاگفا زد کاسه و کوزه امون بهم ریخت که کلا از بلاگفا قطع امید کردم و راستش با میهن بلاگ هم رابطه برقرار نمی کردم اذیت نکرد من اما باهش راحت نبودم اینه که تصمیم گرفتم...