خانه عناوین مطالب تماس با من

خاطرات من به عنوان مادر و همسر

خاطرات من به عنوان مادر و همسر

درباره من

ادامه...

پیوندها

  • تاب
  • هر روز
  • مرمرانه
  • بی نقاب
  • منُ زندگیم
  • یاسی ترین
  • عکس رخ یار
  • چهل سالگی
  • اینجا بدون من
  • روزهای زندگی
  • آبانه، دختر آبان
  • مستطاب زندگی
  • من و تنهایی هام
  • یک جا برای خودم
  • یادداشتهای روزانه
  • روزهای زندگی من
  • زندگی شهریوری ما
  • خاطرات یک مهندس
  • کنار تو درگیر آرامشم
  • لطفا خوب زندگی کن
  • هشت بهشت زندگی
  • دلنوشته های خورشید
  • مونولوگهای من با خودم
  • هزار سال سی سالگی
  • نا گفته های پنهان زندگی
  • زندگی پر از خاطره است...
  • جریان گورخری زندگی یک زن
  • خونه احساسات یک اسفند ماهی
  • ی مامان که نمی خواد فقط مامان باشه
  • طیبه و پاک ترین احساساتش برای نیکان
  • گر نگهدار من آنست که من می دانم .....شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد
  • تلاشهای محبوب حبیب برای زندگی بهتر
  • خاطرات من به عنوان مادر و همسر ,وبلاگ قبلیم
  • آرامش به همراهت ... مهر بورز
  • جایی برای گفتن دلتنگی ها
  • کودکانه هایم تمامی ندارد
  • دنیای کوچک من و عشق
  • همه چیز همین جاست
  • بوی بارون ... عطر یاس
  • در انتظار اتفاقات خوب
  • ماجراهای گلابتون بانو
  • می خواهم رها شوم
  • چه سرنوشت خوبی
  • دنیای این روزای من
  • عمری که می گذرد
  • مثال نقض یک مغز
  • دلنوشته های من آشتی جون
  • قصه های شیرین
  • پیچک زندگی من
  • نوشته های من
  • به وقت زندگی
  • غار تنهایی من
  • ر مثل رسیدن
  • دلیل آرامشم
  • متولد آذر 59
  • محبوب دلم
  • بیم و امید
  • یلدانامه
  • دل آرام
  • آبگینه

ابر برجسب

برادرها بابا ادامه کار

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • 154
  • 153
  • 152
  • 151
  • 150
  • 149
  • [ بدون عنوان ]
  • 148
  • 147
  • 146

بایگانی

  • مرداد 1404 1
  • تیر 1404 1
  • خرداد 1404 1
  • بهمن 1403 1
  • آذر 1403 1
  • اردیبهشت 1403 1
  • فروردین 1403 1
  • دی 1402 1
  • مرداد 1402 1
  • تیر 1402 1
  • خرداد 1402 1
  • اردیبهشت 1402 1
  • فروردین 1402 3
  • اسفند 1401 4
  • بهمن 1401 4
  • دی 1401 3
  • آذر 1401 4
  • آبان 1401 2
  • مهر 1401 2
  • شهریور 1401 2
  • مرداد 1401 3
  • تیر 1401 2
  • خرداد 1401 2
  • اردیبهشت 1401 1
  • فروردین 1401 2
  • اسفند 1400 2
  • بهمن 1400 3
  • دی 1400 2
  • آذر 1400 3
  • آبان 1400 1
  • مهر 1400 1
  • شهریور 1400 5
  • مرداد 1400 3
  • تیر 1400 4
  • خرداد 1400 3
  • اردیبهشت 1400 3
  • فروردین 1400 2
  • اسفند 1399 5
  • بهمن 1399 8
  • دی 1399 5
  • آذر 1399 3
  • آبان 1399 2
  • مهر 1399 3
  • شهریور 1399 3
  • مرداد 1399 3
  • تیر 1399 3
  • خرداد 1399 6
  • اردیبهشت 1399 3
  • فروردین 1399 2
  • اسفند 1398 3
  • بهمن 1398 4
  • دی 1398 6
  • آذر 1398 3
  • آبان 1398 2
  • مهر 1398 3
  • شهریور 1398 2
  • مرداد 1398 1
  • تیر 1398 3
  • خرداد 1398 1
  • اردیبهشت 1398 1
  • فروردین 1398 1
  • شهریور 1397 1
  • بهمن 1396 1
  • دی 1396 4
  • آذر 1396 2
  • شهریور 1396 3
  • تیر 1396 1
  • خرداد 1396 2
  • اردیبهشت 1396 3
  • اسفند 1395 2
  • بهمن 1395 2
  • مهر 1394 2

جستجو


آمار : 187311 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • 154 چهارشنبه 8 مرداد 1404 17:06
    سلام خوبید ما هم سعی می کنیم خوب باشیم 23 تیر ماه بعد از چند روزی بلاتکلیفی بالاخره بلیط نجف گرفتم و چهارتایی بدون صالح رفتیم حرم حضرت پدر جاش خیلی خالی بود اما نشد بیاد تجربه خیلی خوبی بود مثل یک رویای شیرین ی روز نجف سه روز کربلا کاظمین و سامرا و بعد هم برگشت به ایران اولین تجربه سفر زیارتی بچه ها بود و برکات زیادی...
  • 153 دوشنبه 9 تیر 1404 23:04
    سلام خوبید ما هم سعی می کنیم خوب باشیم دفعه nامه که مختارنامه داره پخش می شه و باز هم ما داریم می بینم و باز دفعه n امه قسمت مسلم و غریبیش می بینم و مثل دفعه اول دلم برای غربت مسلم می گیره نمی دونم اگر اون زمان منم بودم مثل بقیه مردم پشت مسلم خالی می کردم حرف زدن خیلی راحته ، اما در عمل ... خدا عاقبت همه امون ختم بخیر...
  • 152 پنج‌شنبه 29 خرداد 1404 13:44
    سلام خوبید ما هم سعی می کنیم خوب باشیم همه توی ی شوک شدید هستیم ، تا قبل از پیام حضرت آقا هم فکر می کردم شاید یه کابوس بده ، این روزها یاد آور روزهای ترور حاج قاسم بود اوایل . الان غبطه می خورم به حال بچه ها، توی دنیای خودشون غرقن، فارغ از دنیای بیرون. نمی دونم قراره چی بشه اما با تمام وجود دعا می کنم زودتر این جنگ...
  • 151 جمعه 12 بهمن 1403 20:27
    سلام خوبید؟ ما هم سعی می کنیم خوب باشیم آقا کسی می دونه علت خستگی مفرط و ضعف توی پا نشونه چی هست اصلا بای دیفالت خسته ام و احساس می کنم پاهام ضعف داره دلم ی ماساژ دبش می خواد ی ماساژ ک کل خستگی سلول های بدنم بیرون بریزه دلم ی بازه تنهایی می خواد ک کسی دور و برم نباشه دلم ی خواب عمیق می خواد ک وقتی بیدار می شم کل این...
  • 150 دوشنبه 26 آذر 1403 10:17
    سلام خوبید؟ ما هم سعی می کنیم خوب باشیم چند وقته نیومدم اینجا و چقدر دلم تنگ شده بود محل کار اینقدر شلوغم که گاهی کم می آرم اما از مدیرمون گله دارم و گاهی حس می کنم خر گیرم آوردن بی خیال چقدر سیر تحولات آخر زمانی زیاد شدن یکی می گفت سرعت تحولات 5X هست و واقعا همینه امیدوارم همه چی ختم بخیر شه بعد چند وقت که اومدم...
  • 149 دوشنبه 31 اردیبهشت 1403 09:43
    از حکمت خدا سر در نمی آرم می دونم که شهید ابراهیم رئیسی و همراهاشون آرزوشون شهادت بود می دونم که شب ولادت امام رضا رفتن ی نشونه اس به خدا و تدبیرهاش ایمان دارم اما این که دنبال حکمتشم شاید نشون از ضعف ایمانم داره توی بهت و شوکم از دیروز ساعت حدود 4 ک داشتم از ورزش بر می گشتم توی ی برزخ وحشتناکم عقلم می گفت باور کن اما...
  • [ بدون عنوان ] یکشنبه 26 فروردین 1403 09:43
    میان شور و هیجان اخبار دیشب تا حالا، ممکن است عده‌ای حال و احساس‌های متفاوتی را تجربه کنند. عده‌ای شاد باشند. از تبریک و توزیع شیرنی و شکلات بگویند. تکبیر سر دهند. و عده‌ای، نگران و مضطرب باشند. عده‌ای شاید ناشاد و غمگین باشند حتی. دلشان برای کودکان اسرائیلی بسوزد. در هنگام موضع‌گیری و مصاف، میان موازنه عقل و منطق،...
  • 148 یکشنبه 17 دی 1402 10:52
    سلام خوبید؟ ما هم سعی می کنیم خوب باشیم روزهای سختی رو گذروندم هیچ وقت فکر نمی کردم این روزها رو بگذرونم از بیرون همه چی خوبه و مشکل حادی نیست اما از درون داغونم البته که به چشم ی امتحان نگاش می کنم ، اما امتحان سختی هست شاید به نظر ناشکر بیام و حس می کنم خدا می خواد بهم بگه سمانه جان اینقدر برای بعضی چیزها خودت اذیت...
  • 147 سه‌شنبه 24 مرداد 1402 11:42
    سلام خوبید؟ ما هم سعی می کنیم خوب باشیم روزهای سختی رو می گذرونم خیلی سخت خیلی معلقم بین درست و غلط پر از ترسم و در عین حال پر از دلتنگی حس هایی رو تجربه می کنم که قبلا بودن اما شدتش خیلی کمتر بو د و الان 1000 برابر بیشتر جای خالی بابام حس می شه و دعای خیرشون هم لازم دارم نگران بچه هام و کاری از دستم بر نمی آد روی...
  • 146 چهارشنبه 28 تیر 1402 15:08
    سلام خوبید؟ ما هم سعی می کنیم خوب باشیم زندگی با همه دلتنگی هاش ادامه داره و این هم خوبه و هم ترسناک توی مرحله جدیدی هستم گاهی آروم آرومم و گاهی آشوب آشوب گاهی پر از گریه ام و گاهی اشکی نیست برای گریه و در همه این حالت ها باید نشون بدی حالت خوبه نگران مسئولیت هام هستم و از طرفی درست انجامشون نمی دم و این شده ی عذاب...
  • 145 چهارشنبه 17 خرداد 1402 10:14
    سلام خوبید؟ ما هم سعی می کنیم خوب باشیم خرداد ماه برای من ماه خوبی هست پارسال مثل این روزها تازه از کربلا برگشته بودم و اون روزها برام مثل ی رویا بود و در حسرت زیارت دوباره عتباتم ی ورودی داشت سمت ضریح امام حسین که سالمندان با ویلچر می رفتن زیارت، از اونجا فیلم گرفتم و فرستادم تا مامان ب بابا نشون بدن و دعا کردم دفعه...
  • 144 شنبه 30 اردیبهشت 1402 13:31
    سلام خوبید؟ ما هم سعی می کنیم خوب باشیم چند روز پیش ی صحبتی بین من و مدیرعاملمون شد که مثل ی پتک خورد توی سرم بنده خدا حرف بدی نزد اما باعث شد به خودم بیام بهم گفت کم کم روحیه ات داره بر می گرده خودم فکرنمی کردم اینقدر نمود بیرونی داشته باشه غمم ی آن به خودم اومدم، دلم سوخت برای بچه هایی که توی این چند وقت صداشون در...
  • چهل روز گذشت یکشنبه 27 فروردین 1402 13:38
    سلام خوبید؟ ما هم سعی می کنیم خوب باشیم ی چیزی ، ی حفره ای توی قلبمه که فکر می کنم داره از تو می سوزونه قلبمو ی چیزی مثل ی توپ کوچیک هم توی گلومه که نمی ذاره نفس بکشم وقتی این دو تا همزمان بزرگ می شن حس می کنم که دیگه امکان زنده موندن برام نیست و اگر اشک بریزم در حد شاید چند دقیقه کوچیک می شن و باز دوباره روز از نو و...
  • یک ماه گذشت چهارشنبه 16 فروردین 1402 20:19
    یک ماه گذشت و من همچنان زنده ام هر روز و هر روز ک می گذره شدت و بزرگی غم بیشتر و بیشتر میشه خدا و دلتنگی ما بیشتر و بیشتر حتی این روزها حسرت زنگ زدن ب بیمارستان و جویا شدن حال بابا رو دارم بعد توی این اوضاع باید همه مراسم رو هم هندل کنیم و باز بعدتر باید مواظب باشم ک اوضاع خونه بهم نریزه ک این از توان من خارجه . عملا...
  • 143 دوشنبه 7 فروردین 1402 14:06
    سلام خوبید؟ سال جدید مبارک باشه ما هم سعی می کنیم خوب باشیم نمی دونم معنی خوب یعنی چی؟ می دونم دنیا تموم نشده ( کاش می شد) می دونم که بابا روزای سختی رو گذروندن می دونم انشالله الان شرایطشون خوبه اما این حسرت ته دلم داره می سوزونتم کاش ماه رمضون نبود یاد ماه رمضونهایی می افتم که بابا بیدارمون می کردن اصولا نماز شبشون...
  • ۱۴۲ دوشنبه 29 اسفند 1401 17:30
    سلام خوبید ما هم سعی می کنیم خوب باشیم اما نمی شه امروز ۱۲ روزه بابا بینمون نیستن و نزدیک سه ماهه ک بیشترش خونه نبودن آخ از حسرت که آدم می سوزونه آخ از تنهایی و بی پشت و پناه بودن توی شرایط سخت اطرافیانت می شناسی و البته ک خیلی ها ذاتشون نشون می دن و باز مثل شرایط سخت قبل تنهایی خیلی اذیتم می کنه و این دفعه اصلا برام...
  • آسمونی شدن بابا شنبه 20 اسفند 1401 09:11
    سلام خوبید ما هر چقدر سعی می کنیم خوب باشیم نیستیم بابام ۱۶ اسفند ساعت ۴:۳۰ دقیقه صبح آسمونی شدن همون لحظاتی ک من بیدار شده بودم و از شدت تشنگی و استرس قلپ قلپ آب می خوردم روزهای سخت و بهت اوری رو پشت سر گذاشتیم همچنان توی بهت و ناباوری ام هنوز امیدوارم یکی من از این کابوس وحشتناک بیدار کنه خدایا اینقدر داغونم اینقدر...
  • 141 شنبه 13 اسفند 1401 14:25
    سلام خوبید؟ ما هم سعی می کنیم خوب باشیم . هفته پیش روز یکشنبه توی جلسه گروه یک دفعه توی عمل انجام شده قرار گرفتم و مجبور شدم برم ماموریت کجا؟کرمان!!! چرا ؟ چون بچه های مالی گند زدن ، چون .... البته خوبیش این بود که دو تا از نیروهای مالی هم بودن نمی دونین چ استرسی کشیدم که شوهر قبول کرد با هم بریم و این شد که یک دفعه...
  • 140 چهارشنبه 3 اسفند 1401 08:28
    سلام خوبید؟ ما هم سعی می کنیم خوب باشیم بعضی وقت ها گذروندن زندگی خیلی سخت می شه ی جورایی خودت نمی دونی چی می خوایی حالت ی شوک و بهت و گیجی داری، می گذرونی ببینی تهش چی می شه و این بین ، این بین ی سری اتفاق هایی می افته که باید تصمیم بگیری خودت دقیق نمی دونی چی درسته و چی غلط می ری ته تهش ببینی کجاست و باز تهش تازه می...
  • ۱۳۹ یکشنبه 23 بهمن 1401 00:11
    سلام خوبید؟ ما هم سعی می کنیم خوب باشیم ما هچنان درگیر بیمارستان و مریض داری هستیم چند روز پیش به مامان می گفتم یادم نمی آد زندگی قبل بیمارستان رفتن بابا چ شکلی بود الحمدالله بابا از ICU مرخص شدن ، اما اومدن توی بخش اتاق بیماران حاد، با دستگاه نفس می کشن و دارن کم کم حمایت دستگاه رو کم می کنن، و کم کم هم از راه دهان...
  • یکی دیگه از سخت ترین کارهای دنیا یکشنبه 16 بهمن 1401 20:43
    یکی دیگه از سخت ترین کارهای دنیا دیدن درد و رنج ستون زندگیت هست و اینکه نتونی کاری کنی آخ از این درد، آخ از این رنج،آخ از این امتحان، آخ آخ از حکمت خدا، آخ از مثلاً صبوری ، کاش دنیا ی دکمه داشت قسمت هایی ک حکمتش نمی فهمیدم می زدیم روی اون دکمه و میفهمیدیم، بعد اونجا یا توجیه می شدیم یا دفاع می کردیم نمی دونم دارم کفر...
  • یکی دیگه از سخت ترین کارهای دنیا یکشنبه 9 بهمن 1401 23:36
    یکی دیگه از سخت ترین کارهای دنیا از خودگذشتگی کردنه مثل از خودگذشتگی توی وقت ملاقات مریض ICU مریضهای ICU هفته ای یکبار و فقط یک نفر حق ملاقات داره و به نظرم کسی ک نمی ره ملاقات یکی از بزرگترین از خودگذشتگی ها رو انجام می ده ، من جمعه هفته قبل پیش بابا بودم ک‌توی بخش بودن ، شنبه بابا رو بردن ICU و از اون رو ملاقاتی...
  • سخت ترین کار دنیا یکشنبه 2 بهمن 1401 20:19
    به نظرم سخت ترین کار دنیا منتظر بودنه منتظر هر چیزی و یکی از سخت ترین منتظر بودنها ، منتظر بودن گذشتن عقربه ها تا ساعتی بشه ک بتونی زنگ بزنی ICU تا ی خبر از وضعیت بابا بگیری. یکی از گند ترین قانونهای بیمارستان ک باید حتما فکری ب حالش کرد بدون همراه بودن مریض توی ICU هست ب خدا بابای من نیاز دارن کسی پیششون باشه، ببین...
  • 139 چهارشنبه 28 دی 1401 10:46
    سلام خوبید؟ ماهم سعی می کنیم خوب باشیم این دی ماه، ماه عجیبی بود با بستری شدن بابا همراه بود، و منی که از شب چله دلم خون بود که چرا پیش بابا نیستم و دوران بستری شدن بابا که خیلی راحت نمی تونستم برم پیششون ، مادرشوهری که همراهم شد و موند پیش بچه ها تا من بتونم حداقل 3-4 روز اخر برم، بابا تا 12 دی بیمارستان بستری بودن،...
  • سومین سال سه‌شنبه 13 دی 1401 12:24
    و سومین سال از اون رو زبهت آور گذشت و این سه سال دنیا بدون شما روی خوش ندیده سپهبد و منی که هر سال، بارها و بارها وصیت نامه اتون رو می خونم گویا شما امروز و شرایط این روزها رو دیده بودین چقدر جاتون خالیه سردار دلها، سرباز وطن می دونید سردار، ما مردم عین سه سال دلتنگ اتونیم همینطور که برای نداشتن و فقدان شما ناراحتیم...
  • ۱۳۸ جمعه 2 دی 1401 21:09
    سلام خوبید ما هم سعی می کنیم خوب باشیم توی کلوپ بازی نشستم و دارم سعی می کنم ب اتفاق های این چند روز فکر نکم ب شدت ناراحتی های قبل، به شب چله ای ک همه خونه مامان بودن و ما نرفتیم ، ب اینکه بابا مجدد بیمارستان بستری شدن و اینکه کاری از دستم بر نمی آد، به اینکه برای جشن زهرا اصلا دل و دماغ ندارم اما زهرا خودش کلی ذوق...
  • 137 یکشنبه 27 آذر 1401 09:57
    سلام خوبید؟ ما هم سعی می کنیم خوب باشیم اون کمردرد تا چند روز همراهم بود تا رفتم دکتر و با ی آمپول ی ذره شرایط بهتر شد جلسه مشاوره هم برگزار نشد این دفعه به خاطر مشاورم جلسه عقب افتاد و قرار شد 10 دی ماه جلسه امون رو برگزار کنیم ، خیلی دلم می خواست باهشون حرف بزنم و جاری جانشون رو هم ی بار دیدم و احتمالا آخر این هفته...
  • 136 پنج‌شنبه 10 آذر 1401 14:31
    سلام خوبید؟ ما هم سعی می کنیم خوب باشیم آقا کمرم درد می کنه وحشتناک نمی دونم چرا و خوابم هم زیاد شده خیلی شدید . باید این هفته جلسه مشاوره می داشتم که نشد (چون حقوق این ماه هنوز نگرفتیم ) و اینقدر نیاز دارم با مشاورم صحبت کنم که حد نداره روزهام همینطور روتین می گذره، صبح ها از ساعت 4.5 بیدار می شم ، اگر برنامه ام باشه...
  • #تیم_ملی _جمهوری_ اسلامی_ایران چهارشنبه 9 آذر 1401 07:45
    فدای سرتون بچه های گل تیم ملی ایران ما هنوز مثل روز اول هوادارتونیم دوستون داریم و ازتون حمایت می کنیم
  • 135 شنبه 5 آذر 1401 09:52
    سلام خوبید ما هم سعی می کنیم خوب باشیم آقا بر طبل شادانه بکوب ،پیروز مردانه بکوب ، بابا ایول ، دمتون گرم بچه های گل تیم ملی امون ،گل کاشتید ، ماشالله ، هزار ماشالله دم تک تک اتون گرم، دم مربی با غیرتتون گرم ، پاینده باشین تک تک اتون با همه اختلاف سلیقه های سیاسی و فرهنگی و مذهبی . عزیزان مردم ایران ، مردمی که عاشق...
  • 177
  • صفحه 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6