49

سلام 

خوبید؟

ما هم سعی می کنیم خوب باشیم 

امروز آخرین روز کاری سال 98 هست و من هم تا آخرین روز مجبور بودم بیام 

برای ی سری مناقصات و گزارشات که الحمدالله تموم شد 

ی دونه صورت وضعیت قطعی ی پروژه کوچیک موند برای سال 99 که چون امروز مدیر عاملمون نیومد نتونستم تاییدش بگیرم

توی این شرایط که همه جوره رومون فشار هست تازه قدر شرایط قبل می دونیم 

به نظرم یکی از سخت ترین کارهای دنیا ، دست نزدن به صورت هست 

از وقتی که بایدمراقبت کنیم که دست به صورتمون نزنیم ی سره ی جایی از صورتم می خاره 

هفته قبل چون هم وایتکس تموم کرده بودم و مایع دستشویی، ظرفشویی و لباسشویی مون هم داشت تموم می شد مجبور شدیم بریم خرید، اونجا هم فهمیدم که چقدر قبل راحت بودیم هر چی می خریدیم می ذاشتیم روی کابینت و کانتر و خیلی راحت جا به جا می کردیم

اما اون روز اول گذاشتم روی تراس و با ی عالمه احتیاط دونه دونه خرید ها مون رو ضد عفونی کردم و ... تا تونستم جابه جا کنم حدود 2 ساعتی زمان برد.

خدایا شکرت به خاطر نعمت هایی که داشتیم و قدرشون رو ندونستیم،

توی همین وضعیت الان هم هممون باید متوجه شده باشیم که تا خودمون، تک تکمون نخوایم نمی شه این بحران جمع کرد، و متاسفم که دل خودمون برای خودمون نمی سوزه، توقع داریم بقیه بیان برامون ی کاری بکنن، خدا آخر و عاقبتمون رو ختم به خیر کنه

وضعیت روحیه و خونمون رو هم دارم هی با خودم کار می کنم که آرومتر باشم و خودم به ندیدن بزنم 

انشالله که موفق  بشم و خواهش می کنم برام دعا کنید

به نظرم طبیعیت و کلا دنیا خیلی بی رحم تر از این حرفاست ، کاری نداره که تو توی چه وضعیت روحی هستی طبق روال و برنامه خودش پیش می ره و تو مجبوری که با شرایط کنار بیایی،

سال 98 با همه سختی ها و شیرینی هاش تموم شد، از صمیم قلبم برای همتون دعا می کنم سال 99 براتون سالی سرشار از آرامش باشه و خوشی

امیدوارم به زودی همه دنیا و به خصوص کشور عزیزمون  روی آرامش رو ببینه 

خدایا ممنونم به خاطر همه چیزهایی که به دلیل رحمتت بهم دادی و همه چیزهایی که به دلیل حکمتت بهم ندادی ممنونم ، ممنونم ، ممنونم

48

سلام 

خوبید

ما هم سعی می کنیم خوب باشیم 

اما اصلا خوب نیستم 

ی 10 روز خیلی خیلی سخت چ از نظر اجتماعی و چ از نظر خانوادگی گذروندم 

راستش اینقدر دلم گرفته و حالم خرابه که کرونا توش هیچه

امروز توی تلگرام ی پیام دیدم راجع به ماه رجب ،و چ ماه دوست داشتنیی هست این ماه بزرگ ، فردا اولین روزه این ماهه و چقدر من خاطرات خوب دارم از این ماه باشکوه

یادم اومد که سال 1390 که ماه رجب توی خرداد بود و برای اولین بار و تنها بار در عمرم مشرف شدم عمره

یعنی شب اول ماه رجب که فکر کنم روزه هم بودیم با مامانم و توی حرم رسول مهربانی ها بودم، مثل خواب می مونه اون روزها، میزبان من توی مدینه النبی رسول عشق و دخترشون و ائمه بقیع بودن

خدایا به بزرگی رسولت و به بزرگی دختر ماهشون قسم دلم آروم کن، تو رو به غربت ائمه بقیع ، تو رو به کرم امام حسن ، تو رو به عبادت امام سجاد ، تور به علم امام باقر و امام صادق شرایط جامعه و خونه من آروم کن، خدایا من خسته تر و ناتوان تر از اونیم که بتونم ادامه بدم خودت شرایط برامون جور کن

 شب دوم ماه رجب محرم شدم توی مسجد شجره، لبیک اللهم لبیک، لبیک لا شریک لک لبیک، ان الحمد و النعمة لک و الملک لا شریک لک لبیک، مثل ی رویای شیرینه اونجا، خدایا می شه این رویا دوباره برام تکرار شه، خدایا تو رو به بزرگی مسجد شجره قسم، تو رو به اون لحظه ای که مهدی زهرا محرم می شه، تو رو به اون لحظه هایی که بزرگان و معصومین محرم شدن توی اون مسجد بزرگ حاجت دل همه رو بده و راه درست رو هم بهم نشون بده، تو رو به مظلومیت امام یازدهممون که تنها معصومی هستن که به ظاهر محرم نشدن و حرمت هدیه محرم شدن همه مومنین به ایشون و عمره ای که به ایشون هدیه می دن حال روحیم رو خوب کن

شب لیله الرغایب که هنوز که هنوزه جز بزرگترین حسرت های زندگیم هست و البته قبلا بهش اشاره کرده بودم  http://weroniika.blogfa.com/post/23

خدایا به بزرگی اونشب و خونه خودت آرامش خونت گره از کار همه باز کن و گره از کار من باز کن 

خدایا جز تو کسی ندارم ، خیلی کارهام اشتباهه، اما قصدم از اول این نبود که اون کار اشتباه انجام بدم، خودت شاهدی که جز آرامش خانواده ام چیزی نمی خوام خودت راه درست جلوی پام بذار

خدایا ممنونم به خاطر همه چیزهایی که به دلیل رحمتت بهم دادی و همه چیزهایی که به دلیل حکمتت بهم ندادی ، ممنونم ، ممنونم، ممنونم

47

سلام 

خوبید؟

ما هم سعی می کنیم خوب باشیم

خانم های گل و مامان های گل تر روزتون مبارک

به نظرم مادر بودن شیرین ترین و سخت ترین کار دنیاست ، 

خیلی سخته متوجه همه بی مهری های اطرافت بشی و خودت به ندیدن بزنی، سخته که توی اون حال بدت باید نیازهای ریز و درشت بچه هات رو برآورده کنی، سخته وقتی که توی اوج بی مهری قرار گرفتی و حوصله خودت رو هم نداری باید برای تولد گل دخترت برنامه بریزی تنهایی،  بدون اینکه همسرت بفهمه چون براشون مهم نیست زیر قولشون به دخترت بزنن، سخته که اولین تبریک روز زن امسال از همکارت بشنوی و داغ دلت تازه بشه که توی این چندین سال ی تبریک خشک و خالی هم نداشتی، خیلی خیلی سخته 

 همش دعا می کنم کاش من هم برام خیلی چیزها مهم نبود، برام مهم نبود که ببینم طرفم برای راحتی من، برای خوشحالی من همه کار می کنه ولی من اصلا نشون ندم یا حتی اعتراض کنم، کاش برام مهم نبود وضعیت روحی همسرم توی چ وضعیتی هست مهم اینه که ;کارهای مربوط به خودش توی خونه انجام می ده ،به خودم می گم سمانه جان تو هر کاری می کنی برای دل خودت می کنی اما اون ته ته های دلم دوست داشتم ی ذره یکی برام اون کار انجام می داد یا نه حداقل متوجه می شد و ی تشکر خشک و خالی می کرد.

بگذریم 

جاری جانشون اینا که اومدن دوست داشتم دعوتشون کنم ، اما دیدم که شوهرجان خیلی مایل نیست من هم برعکس سالهای قبل که کلی اصرار می کردم بیخیال شدم و گفتم به درک، اونا اواسط بهمن رفتن و توی هفته قبل مادرشوهرجان پیشنهاد دادن که به منابت روز مادر ما مهمونی خونه مادرشوهرم بگیریم (جریان مهمونی گرفتن هامون هم باید ی بار تعریف کنم) خوب قبول کردیم 

غذا از بیرو ن گرفتیم ولی من سوپ درست کردم که اتفاقا خیلی خوشمزه بود و بورانی لبو و اسفنجاج درست کردم که از اون ها هم حسابی استقبال شد، از اون شب نمی دونم به چ دلیلی باز همسرجان ما توی قیافه است، می دونین چیزی که من خیلی خسته کرده و برام فرسایشی شده اینه که هر چقدر هم سعی می کنم همه چیز خوب پیش بره، باز ی چیزی برای بهانه پیدا کردن و قهر کردن پیدا می شه که موضوع مهمی نیست، یا اگر هست ارزش قهر کردن نداره.

خواهش می کنم برام خیلی خیلی دعا کنید، شبیه ی ظرف ترک ترک شده شدم که ب زور خودم نگه داشتم، تازه اون ظرف پر از ترک یدفعه ای از آب خیلی سردمی ره توی آب خیلی داغ 

خدایا ممنونم به خاطر همه چیزهایی که به دلیل رحمتت بهم دادی و همه چیزهایی که به دلیل حکمتت بهم ندادی ، ممنونم ، ممنونم، ممنونم

۴۶

سلام 

خوبید؟

ما هم سعی می کنیم خوب باشیم

صبح روز جمعه است و روز عشق و فردا هم روز زن

دیروز هم کلی مهمون داشتم و الان حسابی خسته ام

شنیده بودم وصیتنامه حاج قاسم در ۴۰ امشون عمومی می شه اما  چون دیروز درگیر بودم نتونستم بخونم

بعد از نماز صبح ک گوشی گرفتم دستم، اولین کاری ک کردم خوندن وصیتنامه اشون بود

از اولین خط اشکم بند نمی اومد، چقدر بزرگ بودن، چقدر جامع بودن و چقدر دید بازی داشتن، 

و چقدر مایه ی تاسف ک خیلی ها نمی تونن همه ابعاد ایشون رو بپذیرند و فقط ب بخشی از نگرش این شون باور دارن

خدایا، بار الها ازت می خوام من پیروی ایشون توی همه ابعاد قرار بدی، خدایا تو بهتر از هر کسی می دونی ک هنوز رفتنشون باور نکردم، هنوز ی قسمت از مغزم نمی پذیره رفتنشون، شاید چون دلیلش اینه ک شهدا زنده ان، خواهش می کنم من و بچه های من رو در مسیر واقعی این مرد بزرگ قرار بدی

خدایا ممنونم به خاطر همه چیزهایی ک به دلیل رحمتت بهم دادی و همه چیزهایی ک به دلیل حکمتت بهم ندادی، ممنونم، ممنونم، ممنونم

45

سلام 

خوبید؟

ما هم سعی می کنیم خوب باشیم

اول از همه ممنون برای دعاهای خوبتون 

امیدوارم هیچ کس تحت هیچ شرایطی مریضی و ناراحتی عزیزانش نبینه، ی سری مریضی هایی هست که می دونی یک هفته، یک ماه یا ی سال استراحت کنی خوب می شی، اما ی سری مریضی ها و ناراحتی هاست که می دونی اون خوب شدنی نیست و تازه نا توانی و تحلیل رفتن  عزیزت جلوی چشمت می بینی و هی با خودت کلنجار می ری و نمی خوایی قبول کنی خیلی سخته، البته خواهرهام خیلی خیلی قوی ترن از من، هی بابا رو مجبور می کنن روی دوچرخه ثابت بشینن و به زور هم شده پا بزنن، اما من شاید در ظاهر این کار بکنم اما در باطن هی با خودم  درگیرم و می گم ی پا زدن ساده با دوچرخه که اینقدر سخت نیست که باید پای بابا رو هم هل بدیم ، یعنی همین کار ساده رو هم باید کمک کنیم بهشون که پاهاشون یا کلا بدنشون از این بیشتر تحلیل نره و ... 

بعد می دونین چی این شرایط برای من سخت تر می کنه، وقتی ک شریک زندگیت، کسی ک نزدیک به نصف عمرت توی خونش صرف کردی، هی نمک روی این زخمت بریزه، هی ی جوری  این مسئله بهت یاد آوری کنه ک این ضعف توی عزیزترین وجود داره، و تو نتونی دم بزنی، آخ،آخ که نمی دونین گفتنش بعد از گذشت ۱۸ امین سالگرد عقدمون چقدر سخته، گاهی ب خدا می گم این امتحانی ک داری ازم می گیری خیلی سخت تر از توان منه، گاهی آرزوی مرگ می کنم ولی بعدش به خودم می گم سمانه جان تو می تونی، تو باید بتونی ، ۳ تا بچه داری یکی از یکی ماه تر و اونا به تو احتیاج دارن، اونا به هر دو تاتون احتیاج دارن، و البته به هر دوتاتون توی یک جبهه احتیاج دارن

خدایا تو شاهدی ک با چ شرایطی دارم خودم و محیط خونم آروم نگه می دارم، خدایا تو شاهدی ک خوبیهای همسرم می بینم، خدایا تو شاهدی ک تمام سعی ام می کنم ک کوچکترین تنشی ایجاد نشه، اما می ترسم با یک جرقه منفجر شم، خودت هوام داشته باش.

خدایا ممنونم به خاطر همه چیزهایی ک به دلیل رحمتت بهم دادی و همه چیزهایی ک به دلیل حکمتت بهم ندادی، ممنونم، ممنونم، ممنونم